كوكا پونزه زار

مِگم كه ...يادته نوشابه پونزه زار بود؟

امروز در هنگام وبگردي هاي روزانه با مطلب جالبي برخورد كردم

فرمول مخفی کوکاکولا پس از ۱۲۵ سال برملا شد

ناگهان به ياد روزهايي افتادم كه نوشابه كوكاكولا را پونزه زار (15 ريال) مي خريديم

واقعا يادش بخير

هيچ وقت يادم نميره كه روزي نزديكي سينما بهمن (سينماي نزديك فلكه شهرداري) يه 50 تومني (كاغذي البته) از روي زمين پيدا كردم و چون با خطرات احتمالي بعد از اطلاع دادن به مادرم كاملا مطلع بودم به هيچ كس چيزي نگفتم و بعد از اينكه از چند رهگذر سوال كردم كه آيا شما پولي گم كرده ايم و با جواب منفي آنها روبرو شدم سنگيني گناه اينكه براي پيدا كردن صاحب پول هم تلاش كرده ام از دوشم برداشته شد و با خيال راحت شروع به نقشه كشيدن براي خرج كردن آن 50 تومان باد آورده شدم.

خوب يادمه كه در اولين حركت از ساندويچي كنار سينما يه ساندويچ خريدم به قيمت 10 تومن. اونروز آنقد قدم كوتاه بود كه وقتي جلو يخچال مغازه ايستادم تا سفارش ساندويچ بدهم سرم كه هيچ حتي دستم هم به بالاي پيش خوان نميرسيد ، برعكس امروز كه وقتي آنجا مي ايستم حتي ميتوانم كاشي هاي پشت يخچال را هم بشمارم.

بعد از خوردن ساندويچ 10 تومني رفتم به سراغ خرج كردن 40 تومن باقي مانده.

يك خط كش چوبي و يك مداد فشاري 5 دهم خريدم و هنوز مقداري پول در جيبم باقي مانده بود.

آن روزها نان لواش يك تومن و نان قلاچ بيست پنج زار بود. فكر ميكنم شير هم 25 تومن بود.

و صد البته كه شما كه سن و سال بيشتري از من داريد گوشت كيلويي 7 تومن رو هم به خاطر داريد...

بيمارستان فلسفي

http://tehranpic.net/images/6of5bds8ia08zt9eyf3.jpg

پسر شجاع

مِگم که ... کارتون پسر شجاع ر یادتانه؟

امروز سر ناهار ... بعد از سالهای سال به طور اتفاقی کارتون پسر شجاع رو دیدم

کارتون پسر شجاع با آن شخصیت های خاص واقعا به یاد ماندنی و زیبا بود


http://clixfa.ir/tmb.php?do=nUE0pQbiY2gio2kyYzylY2ygLJqypl9jMKAupzHyZwOmnT9dLF9jMKAupzIsp2uinzSuK2ksAwD1ZmtlYzcjMj==

پسر شجاع و خانم کوچولو که شخصیت های اصلی داستان بودند.

http://cdantik.com/pi/i/PCD46_5.jpg

خرس مهربون رو یادتونه؟

http://clixfa.ir/tmb.php?do=nUE0pQbiY2gio2kyYzylY2ygLJqypl9jMKAupzHyZwOmnT9dLF9jMKAupzImnT9dLF16pv5dpTp=

شیپور چی و روباه و خرس قهوه ای


شنیدن آهنگ تیتراژ ابتدای کارتون پسر شجاع واقعا مثل یک سکوی پرتاب بود. سکوی پرتابی که من را به دهه شصت پرت کرد.

به دوران ابتدای و مشق نوشتن های جلوی تلویزیون.

به تلویزیون 14 اینچ سیاه و سفید

به شروع کارتون راس ساعت 5 و پسر بچه ای که جلو پرده قرمز رنگ بالا و پایین میرفت و در نهایت سوار بر کبوتر می شد.

به سریال های معروف آن دوره یعنی اوشین و جنگجویان کوهستان

به یاد ماشین های پاترول کمیته

به یاد ...

به یاد روز های خاکستری زندگی ام ...


ادامه نوشته

خاطرات قديم از گرگان

مِگم كه ...:)

پيرو قراري كه با دوستان ولاگ نويس گرگاني گذاشتيم و با استقبال پر شور!! و غير منتظره دوستان مواجه شديم قرار بر اين شد كه خاطراتي از مكان هايي كه قبلا در گرگان بوده اند و امروز ديگه وجود خارجي ندارند رو بنويسيم.

به عنوان اولين خاطره ميخوام از مكان فعلي پاساژ مرواريد بنويسم.

يادم مياد اون اوايل اونجا خانه اي بزرگ بود كه ديوار هايي از جنس سنگ مر مر داشت... مدل خانه اي كه در نبش كوچه سجاده ايه قرار گرفته.

آن خانه بعد ها تبديل به خانه فرهنگ شد. خانه فرهنگ جايي بود كه كارهاي فرهنگي !! در آن انجام مي شد!! البته كار فرهنگي كه ما از آن بهره مند باشيم شامل دو دستگاه ميكرو بود.

يكي از اولين بار هايي كه ميكرو بازي كردم در آنجا. درب ورودي آن دقيقا همانجايي بود كه الان درب ورودي پاساژ مرواريد البته درون كوچه قرار دارد.

بايد از  15 پله بالا مي رفتيم تا از درب چوبي كه در آن از شيشه هاي رنگي استفاده شده بود عبور مي كرده و وارد قسمت ورودي مي شديم. در سمت چپ ورودي آشپزخانه و آبدار خانه و در سمت راست (قسمت پذيرايي) ميز  و صندلي براي بازي بود.

البته همانطور كه گفته شد اين ساختمان چون در ابتدا مسكوني بود ساختاري خانه اي داشت و ميكرو ها را در قسمت "پذيرايي " خانه قرار داده بودند.

بعد از آن آنجا تغيير كرد و تبديل به آموزشگاه كامپيوتر شد و طبقه همكف كه درب ورودي آن از طرف خيابان و نزديك به داروخانه زير پاساژ مرواريد بود تبديل به دبيرستان دخترانه شد.

كه در نهايت هم آنجا تخريب به وضعيت كنوني يعني پاساژ مرواريد تبديل گرديد.

گرگان 11

مِگم که ...:) پلاک های گرگان 11 رِ یادت میاد؟؟؟؟؟

http://gorganpic.persiangig.com/image/MegamKe/G1/Gorgan%20pelak.jpg

مطمئنا دوستان و خوانندگان کم سن و سال تر این نوع پلاک ها با این شکل و شمایل رو کمتر به یاد می آورند.

مِن باب یادآوری باید بگویم که نسل اولیه پلاک اتومبیل ها (البته بعد از اتومبیل های اولیه« شما بخوانيد اتومبيل ها عصر حَجر» ) با این شکل و شمایل بوده . یعنی یک عدد 5 رقمی در بالا و نام شهرستان و یک عدد دو رقمی در مقابلش.

و پلاک اصلی شهرستان گرگان هم با گرگان 11 شناخته می شد.

قصد دارم در یک سری پست ها از مکان های تخریب شده و تغییر شکل داده شده در خیابان ها و کوچه های گرگان و خاظرات كودكي و نوجواني بنویسم.

اگر وبلاگ نویسان گرگانی موافق باشند یک بازی وبلاگی در خصوص خاطره نویسی از نقاط تغییر یافته در گرگان راه بیندازیم و خاطراتمان را با هم مرور كنيم.

مانند :

باشگاه پیام واقع در زیرزمین فروشگاه البسکو فعلی (مقابل ساختمان تامین اجتماعی در شالیکوبی) که یک باشگاه پینگ پنگ و فوتبال دستی بود و از اولين مكان هايي بود كه دستگاه سگا آورده بود.

به یاد آتاری

مِگم که ...:) ياد او قديما بخير

همون موقع هايي که تازه علم داشت پيشرفت مي کرد و ماها بجاي بازي توي کوچه و خيابان داشتيم با وسيله اي به نام " آتاري " آشنا مي شديم.

http://gorganpic.persiangig.com/image/Old%20game/Old%20game%20%2810%29.jpg

چقد شيرين بودي دقايق کوتاه بازي با آتاري...

خوب يادمه که اون اوايل برادر بزرگترم به همراه دوستاش مي رفتن و آتاري رو کرايه مي کردن و داخل يک ساک دستي به خونه مياوردن.
با هزار مکافات نصبش مي کرديم و ... چه لذتي داشت ماشين بازي و هواپيما.
ما که خيلي بچه بوديم ولي شاهد بودم که چقد روشون کم مي شد و چقد رو کم مي کردن

http://gorganpic.persiangig.com/image/Old%20game/Old%20game%20%2822%29.jpg

بدون اغراق بازي هواپيما نماد کنسول آتاري آن دوران بود

از بازي هاي خاطره انگير ديگه ميتونم به

http://gorganpic.persiangig.com/image/Old%20game/Old%20game%20%289%29.png

بکس

http://mihandownload.com/Seaquest%20for%20Atari%20%5Bwww.MihanDownload.com%5D.png

زیر دریایی

http://gorganpic.persiangig.com/image/MegamKe/G1/1237191357_3770_915bcdd59a.gif

ماشين سواري

و ...

http://gorganpic.persiangig.com/image/Old%20game/Old%20game%20%2815%29.png


http://dl.4downloads.ir/136/Keystone-Kapers-for-Atari.jpg

اشاره کنم.

اونقد با آتاريِ کرايه اي بازي کرديم و اونقد به پدر و مادرم التماس کرديم تا بالاخره در يک غروب زمستاني از فروشگاهي با نام "صدا سيما" مقابل مسجد امير که الان تبديل به سي دي فروشي شده يک دستگاه آتاري خريدیم.

اولين شبي که آتاري را به خانه آورديم حس مي کردم خوشبخت ترين پسر گرگان هستم.
ديگر از خدا هيچ چيز نمي خواستم.

چقد خنديدم اون شب. صورت مادرم را بوسه باران کردم. 

بين من و برادرانم نزاعي عميق براي گرفتن دسته آتاري در مي گرفت. از فردا تمام بچه هاي فاميل در خانه ما خيمه زده بودند و در انتظار نوبتشان براي در دست گرفتن دسته بازي ثانيه ها رو به شماره نشسته بودند.

و من و برادرانم محبوب ترين پسر هاي فاميل بوديم . 

نميدانم چرا هيچگاه نتوانستم برادرم را در بازي هواپيما شکست دهم. هميشه اون بهتر از من بازي مي کرد و من همچنان در هنگام برخورد به کشتي ها و هيلکوپتر ها بازنده بودم.

بعد از 70 سال

مِگم كه ...:) مِدانستي 70 سال قبل هيروشيما چه شكلي بوده و الان چه شكليه؟؟؟

شهر هیروشیما که طی فاجعه ی بمباران شیمیایی به تلی ازخاکستر و ویرانه تبدیل شده بوداکنون پس از گذشت 74 سال در سایه ی مدیریت صحیح و تلاش ملی به چهره ای مدرن ، زیبا و فعال مبدل شده که به واقع اعجاب آور و شگفتی برانگیز است.

74سال قبل

Results

74سال پس از بمباران

http://www.vetshome.com/images/64%20years%20later1.jpg

http://www.vetshome.com/images/64%20years%20later4.jpghttp://www.vetshome.com/images/64%20years%20later6.jpghttp://www.vetshome.com/images/64%20years%20later7.jpghttp://www.vetshome.com/images/64%20years%20later8.jpg

تقريبا در همان روزگاري كه هيروشيما با خاك يكسان شده بود ما شهري آباد به نام گرگان داشتيم

با ميداني بزرگ و ساختمان شهرداري و بانك ملي بسيار زيبا

http://gorganpic.persiangig.com/image/MegamKe/GorGan%20%285%29.jpg

میدان شهرداری - ساختمان شهرداری - ساختمان بانک ملی


http://gorganpic.persiangig.com/image/MegamKe/GorGan%20%286%29.jpg

و چقد بد است كه بعد از گذشت غريب به 70 سال شرمگين مي شوم كه از همان نما عكسي اينجا بگذارم چون همه ميدانيم كه در طول اين 70 سال اين ساختمان ها هيچ تغييري نكرده اند...

مهمانی خدا

مِگم که ...:) یه ماه رمضان دِگه هم رسید...

http://www.3noqte.com/main/images/stories/ali/ramezan2.jpg

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/89586wzc85v_2.jpg

دوباره خوردن چای با خرما ...

http://www.3noqte.com/main/images/stories/ali/zolbia_bamieh.jpg

دوباره صف های طولانی برای خرید زولبیا و بامیه (امسال شده کیلویی 3300 :))

http://dl.foxworld.ir/foxworld/img/rabanna%20%5Bwww.foxworld.ir%5D.gif

دوباره نوای روح نواز ربنا با صدای استاد شجریان

http://ghamarelmolok.persiangig.com/audio/moazen%20zadeh%20ardabili/moazen%20zadeyeh%201.jpg
دوباره اذان با صدای استاد موذن زاده اردبیلی
http://science.hekmatschool.com/Image/science/s49/eftar.jpg
دوباره عطر دل فریب آش رشته ...
http://img.tebyan.net/big/1382/09/5912197245145221911411721762002242170178180.jpg
دوباره فرنی ...
http://downloadpack.files.wordpress.com/2008/09/eftar.jpg
و دوباره افطار با نون و پنیر و سبزی

دوباره صف های طولانی نون روغنی

و صد البته عادت مخصوص گرگانی ها

خوردن جیگر بعد از افطار ;)

http://www.emdadgaran.com/includes/FCKeditor/upload/144390.jpg

التماس 2آ