مهمانی خدا
مِگم که ...:) یه ماه رمضان دِگه هم رسید...


دوباره خوردن چای با خرما ...

دوباره صف های طولانی برای خرید زولبیا و بامیه (امسال شده کیلویی 3300 :))

دوباره نوای روح نواز ربنا با صدای استاد شجریان

دوباره اذان با صدای استاد موذن زاده اردبیلی

دوباره عطر دل فریب آش رشته ...

دوباره فرنی ...

و دوباره افطار با نون و پنیر و سبزی
دوباره صف های طولانی نون روغنی
و صد البته عادت مخصوص گرگانی ها
خوردن جیگر بعد از افطار ;)

التماس 2آ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:12 توسط فرزاد
|
مِگم که ... تکیه کلام اکثر گرگانی هاست ... لااقل بیشتر کسانی که من میشناسمشون جملاتشون رو با مِگم که شروع می کنن. قراره تو این وبلاگ از شهرم گرگان و مشکلات و مسائل روزمره این خاک شریف بنویسم