امروز روز گرگان من است

روز شهری که بدان عشق می ورزم

شهری که کودکی ام را با آن طی کردم و نوجوانی را در آن سپری و جوانی را با آن می پیمایم

شهری که در آن عاشق شدم

شهری که در آن زندگی را آغاز و امیدوارم در آن هم پایان زندگی ام را شاهد باشم و بدن حقیرم را به خاک این دیار پاک بسپارند

شهری که از کوچه پس کوچه های آن بسیار خاطره دارم

شهری که نام هایی به وسعت تاریخ تقدیم این مرز و بوم کرده

امروز، روز شهر من است

امروز نام گرگان را با افتخار یدک می کشد

امروز تقویم به خود می بالد چون نامی را بر خود حک کرده که نام نامداران است

امروز کمر تقویم از سنگینی نام گرگان خم می شود.

چون امروز روز گرگانِ من است.

امروز وقتی از فلکه شهرداری (حتی با نمادی بی ربط و چهره زشت پل های هوایی) به سمت نعلبندان تاریخی قدم بر میداریم

وقتی از سرچشمه و دوشنبه ای و سرپیر و مِخچه گران ودربزنو می گذریم و چهار راه میدان را نظاره گر هستیم و خیابان ملل و شیرکش و آلوچه باغ را به سمت باغ پلنگ و سرخواجه پیش می رویم

زمانی که به به خیابان 5 آذر و فلکه کاخ می رسیم

آن گاه که قدم به شالیکوبی ، کوی ویلا و جاده ناهار خوران می گذاریم و حتی زمانی که در قلب جنگل ناهار خوران خود را میابیم

همه جا و همه جا عطر نام گرگان را استشمام می کنیم

چون امروز روز گرگان است

افخارم این است که در گرگان متولد شده ام و نام پاک گرگان در مقابل محل تولد شناسنامه ام ثبت شده.

افتخار می کنم هر جا که خدمت کنم و هر جا که باشم چه آن طرف میز و چه این سوی میز با افتخار در خدمت همشهریان عزیم هستم.

افتخار می کنم ، وقتی شماره تلفن منزل و محل کارم را با پیش شماره 0171 به کسی میدهم.

به خود میبالم هر جا نامی از نامداران بسکتبال ایران زمین است لااقل نام یک گرگانی می درخشد.

افتخارم این است که فرزندم را با گویش گرگانی صدا بزنم و تکیه کلامم " مِگم که ..." باشد.

از شادی لبریز می شوم وقتی در مسافرت و بعد از چند کلمه حرف زدن ازم می پرسند که : "گرگانی هستی؟؟"

و من با افتخار بگویم : " اَره برار ..."

پس شهر من گرگان ... روزت مبارک

http://gorganpic.persiangig.com/image/MegamKe/Gorgan.jpg

تو را ای ملک گرگان دوست دارم

دیارت دوست، چون نیکوست، دارم