مِگم که ... وقتی ماه شمار تقویم عدد 12 را نشان می دهد یواش یواش می توان خستگی را در تن و جان سال کهنه حس کرد به انتظار شکفتن شکوفه های بهار نارنج نشست. انگار خون تازه ای به رگ های کوچه و خیابان تزریق می شود و همه به تکاپو می افتند. انگار هیچ کس تا دیروز به خاطر نداشت که بهار سرسبز در راه است و قرار است زمستان با آسمان ابری و هوای سرد جای خود را به فصل نوبهار دهد. امروز که در خیابان های گرگان می گشتم ، آغاز جنب و جوش را به نظاره نشسته بودم. با اینکه هوا بارانی و سرد بود ولی بسیاری از مغازه ها از صبح زود چراغ ها را روشن کرده بودند و به انتظار نشسته بودند. دلم برای عطر جان نواز بهار نارنج لک زده ...