شیئی به نام نماد ...
احتمالا همگی لااقل هر چند روز یک بار مسیرمون به " فلکه شهرداری" یعنی میدان مرکزی شهرمان گرگان می افتد و قطعا هم دقت کردید که چند وقتی است که تحولات شگرفی در این میدان قدیمی در حال وقوع می باشد.
در ابتدا نصب پل های هوایی در دو طرف میدان ... سپس تجهیز پلها به پله برقی و در نهایت نیز تغییر نماد میانی میدان شهرداری.
واقعا چند بار باید چیزی را آزمود تا متوجه خوب بودن یا بد بودن آن شویم. معروف است که ایرانی ها همیشه سعی میکنند تا هر بار چرخ را از ابتدا اختراع کنند به جای اینکه اشکالات چرخ کشف شده را مرتفع کنیم در پی کشف چرخ هستیم... چرا؟؟؟!!!
مگر مسئولین شهرمان درس تاریخ را در دوران ابتدایی یا راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه مطالعه ننموده اند ... ؟؟؟؟
اگر نخواهیم از اقوام کهن دنیا نامی نبریم میتوانیم به ابر قدرت اقتصادی قرن معاصر و حال حاضر جهان یعنی چین اشاره کنیم. آیا بچه ای را میشناسید که نداند چین چگونه در کمتر از 5 دهه از کشوری منزوی با اقتصادی بیمار تبدیل به بزرگترین صادر کننده دنیا شد؟؟؟
ما انتظار نداریم که چین باشیم ولی آیا لیاقت نداریم که " چین چه" باشیم؟؟؟
سالها قبل در ضلع غربی میدان کاخ یک پل هوایی برای عبور پیاده ها ساخته شد ...
اگر بخواهیم واقع بین باشیم در شلوغ ترین ساعات رفت و آمد آن منطقه که موقع تعطیلی مدارس و در ساعات ظهر می باشد آیا بیش از تعداد انگشتان دست های من و شما کسی از روی آن پل عبور میکند؟؟؟ آیا خیابانی که عرض دو طرف آن به اندازه عبور دو اتومبیل بیشتر نیست احتیاج به همچین پل هوایی با چنین ارتفاع و تعداد پله هایی دارد؟؟؟
چرا بعد از کسب آن تجربه نه چندان شیرین ، مسئولین عزیز شهر دوباره دست به چنین اقدامی زدند و میدان تاریخی و قدیمی شهر را با چنین منظره ای روبرو کرده و پل های هوایی بلا استفاده ای را ساختند؟؟؟؟؟

واقعا عرض خیابان های اطراف میدان شهرداری نیاز به این دو پل هوایی داشت؟؟؟؟
که تازه پس از ساختن و به اتمام رسیدن ، یادشان آمد که چیزی به نام پله برقی هم مدتی است که اختراع شده و تازه شروع به جمع آوری پله های آهنی پل ها نموده و الان ماه هاست که مشغول جایگزینی پله های برقی هستند ولی ظاهرا بخت پله های بقرقی از بخت بعضی از دختران بخت برگشته هم بسته تر است و شاید باید همگی در سیزده بدر آینده برای باز شدن بخت این پله های برقی بخت برگشته سبزه های زیادی را گره بزنیم.
جای سوال است که هزینه این بی برنامگی و بی حسای و کتاب بودن چنین پروژه هایی از کجا تامین و به دوش چند نفر از مردم شهر مان خواهد بود؟؟؟؟
از پل های هوایی که بگذریم به طرح سوال بر انگیز دیگری در میدان شهرداری بر می خوریم...
نماد میان میدان ....
هر شهری نیازمند یک نماد ساختمانی برای معرفی خود می باشد. مثلا پایتخت کشورمان که با نماد "میدان آزادی" و اخیران " برج میلاد" شناخته می شود ... مشهد که با طرح حرم امام رضا همه جا معروف است و ...


حال سوال من از دوستان عزیز شاغل در شهرداری این است که این چند عدد تیر آهنی که در وسط فلکه شهرداری ماه هاست که در حال ساخته شدن است تداعی کننده چه چیزی از گرگان خواهد بود؟؟؟؟

واقعا طراح این سازه چه کسی است؟ و چه اندیشه ای در هنگام طراحی این سازه در مغز داشته ؟؟؟ واقعا هیچ طرحی که نشان دهنده قدمت این شهر تاریخی باشد وجود نداشت؟؟؟
قبول کنیم که خودمان در حق شهرمان کم لطفی میکنیم...
شاید هم علت مسئولین غیر بومی باشد که اندک اطلاعی از خاک پاک این سرزمین ندارند ....
مِگم که ... به امید روزی که فرزندان این خاک پاک جایی برای حضور غریبه ها در ادارات و نهاد ها نگذارند ...

اینم طرح قدیم میدان شهرداری
مِگم که ... تکیه کلام اکثر گرگانی هاست ... لااقل بیشتر کسانی که من میشناسمشون جملاتشون رو با مِگم که شروع می کنن. قراره تو این وبلاگ از شهرم گرگان و مشکلات و مسائل روزمره این خاک شریف بنویسم